الشيخ محمد تقي بهجت
375
جامع المسائل ( فارسي )
اگر حياة مستقره به سبب امكان تعيش يك روز - چنانچه فرمودهاند - محفوظ بود ، اشكالى در تذكيه به ذبح بقيه و خلافى نيست ؛ و اگر محفوظ نبود ، در حليت آن اختلاف است ، اظهر حليت است با ذبحى كه مؤثّر باشد در زهاق روح ، به نحوى كه اگر مشتمل بر چهار بود مؤثّر بود ، مثل حركت بعد از ذبح و خروج دم ، چنان كه مذكور شد عدم اعتبار استقرار حياة ، بلكه معتبر ، اصلِ حياة است . و قطع چهار رگ لازم است در صاحب چهار نه حتى در صاحب سه رگ مثلًا . و اظهر عدم اكتفاى به تسميه سابق است ، اگر چه به قصد قطع مجموع بوده ، اگر چه متولَّى قطع دوم ، همان متولَّى قطع اول باشد . و اظهر جواز مغايرت است در اين مقام ، اگر چه تعاقب دو نفر مثلًا در غير اين مقام مشكل است به اعتبار عبرت در تذكيه به ذبح دوم به نحو استقلال ؛ اگر چه احوط عدم مغايرت است در اينجا هم ، بلى تعدّد در صورت معيّت و مقارنت و همچنين جرّ هر دو چاقو را ، با تسميه هر دو ، مانعى ندارد بنا بر اظهر . لزوم استناد زهاق روح به ذبح 2 - اگر يكى مشغول به ذبح شد و ديگرى در همان زمان مشغول به اخراج آن چه در داخل ذبيحه است باشد ، به نحوى كه هر دو مزهق روح به نحو استقلال و با هم بودند ، مذكَّى نيست ؛ و اگر اخراج ، سابق بود و ذبح لاحق ، تذكيه است با حركت بعد از ذبح و خروج دم معتدل ؛ و عكس اين ، مورد احتياط است . لزوم احراز حياة بعد از ذبح در تذكيه 3 - اگر يقين حاصل شد به حياة بعد از ذبح اگر چه به مثل تنفس و حركتِ قلب باشد ، تذكيه حاصل است . و اگر يقين حاصل شد به موت قبل از ذبح ، ميته است . و اگر يقين داشت به حياة مقارن آخر جزء ذبح و به عدم حياة بعد از ذبح اگر چه در آنى باشد ، اظهر عدم حليت است ، مگر علم حاصل شود به انتفاء سبب ديگر براى زهاق روح ، غير از ذبح . و اگر مشكوك شد حياة بعد از ذبح ، به حركت و خروج خون معتدل اختبار مىشود ؛ و اگر معلوم نباشد حركت و خروج دم به واسطهء تاريكى يا غير آن و